تبليغات X
هیتر صنعتی
فن سانتریفیوژ
چاپ مقاله
تشک خوشخواب
خرید گیفت کارت
صرافی
راز مگو | راز مگو را بگـو
تاريخ : 8 مرداد 1396 | 8:12 | نویسنده : lafzan | بازدید : 28

سگ رفته. دل‌ مان برایش تنگ شده. وقتی زنگ در به صدا درمی‌آید ، صدای پارس بلند نمی‌شود. وقتی شب دیروقت به خانه می‌آییم، کسی منتظرمان نیست. اما موهای سفید او را اینجا و آنجای خانه می‌بینیم، یا روی لباس‌هامان. برشان می‌داریم. باید دور بریزیمشان. اما از او تنها همین موها برای ما مانده. دورشان نمی‌ریزیم. امیدواریم که اگر به حد کفایت جمع کنیم، بتوانیم سگ را دوباره سرهم کنیم.





امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 مرداد 1396 | 10:49 | نویسنده : lafzan | بازدید : 23

یزهاست که باورهایت را می‌تاراند­
چیزهاست که ریشه‌هایت را می‌سوزاند
­چیزهاست که کاش نمی‌دیدی
چیزهاست که کاش نمی‌دانستی
­
همه آن روزها
آن شب‌ها­
همه آن لحظه‌ها
گویی جز فریبی از ته دل نبود
همیشه کسی بود
در فاصله بودن‌ها و نبودن‌هایت
­
در اینجاها و آنجاها
در همیشه
کسی بود
آشکار یا نهان...­
­
انتخاب طبیعی
انتخاب وقت‌های تنهایی
آری، ولی چه کسی انتخاب کرد؟­

این همه سال
این همه سال
در آن هنگام‌ها و در اکنون‌ها
دورها و نزدیک‌ها...
­
­
خاطره‌ها هجوم می‌آورند
­
با قلبت تنها می‌مانی
با روحت تنها می‌مانی
با زخمت تنها می‌مانی­
­
تنها می‌مانی
تنها می‌مانی
­
فلج می‌شوی از نتوانستن
با خودت هم دیگر نمی‌مانی...





امتیاز : 2


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 مرداد 1396 | 10:49 | نویسنده : lafzan | بازدید : 26

شیشه‌ها تمیز
فرش‌ها تمیز
پرده‌ها تمیز
آینه‌ها تمیز
­
در خانه همه چیز از تمیزی برق ‌می‌زند
­
مادر­
دستمال را در ایوان می‌تکاند
من گل‌میخی به دیوار می‌کوبم­
و سال رفته‌ را بر آن می‌آویزم...





امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 مرداد 1396 | 8:10 | نویسنده : lafzan | بازدید : 26

دانمت آستین چرا پیش جمال می‌بری
رسم بود کز آدمی روی نهان کند پری
آمدمت که بنگرم باز نظر به خود کنم
سیر نمی‌شود نظر بس که لطیف منظری
روی به خاک می‌نهم گر تو هلاک می‌کنی
دست به بند می‌دهم گر تو اسیر می‌بری





امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 مرداد 1396 | 8:09 | نویسنده : lafzan | بازدید : 45

پنهان
اگر چه داری
چون من هزار مونس،
من
جز تو کس ندارم­
پنهان و آشکارا...





امتیاز : 2


طبقه بندی: ،
,